جستجوي پيشرفتهجستجو    نسخه شماره 16 - 1388/10/02 - ويژه نامه زنجيره تأمين

 ارزيابي عملکرد زنجيره تأمين در شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا با استفاده از مدل اسکور  
نويسنده : حامد اخوان

اشاره
از آنجا که مفهوم"شرکت‌هاي مستقل به‌عنوان موتور محرک خلق ارزش" درحال تغيير است، درک ارتباط بين عمليات مديريت زَنجيره تامين و عملکرد زنجيره تامين، ارزش بيشتري پيدا مي‌کند. مدل مرجع عملياتي زنجيره تامين (SCOR) توسط انجمن زنجيره تامين، چارچوبي را براي توصيف فرايندها وعمليات مديريت زنجيره تامين به‌وجود آورده است.
چالش شرکت‌ها در کنار موضوع هزينه، بحث عملکرد و ارزيابي آن در راستاي دستيابي شرکت به بهترين نتايج است. همچنين، مديريت يکپارچه زنجيره تامين درصدد نگاه از منظر مشتري خارجي و سپس مديريت تمامي فرايندهايي است که براي وي توليد ارزش مي‌كند. به‌همين منظور، متفکران نوين معتقدند که درواقع زنجيره‌هاي تامين (و نه شرکت‌ها) به رقابت مي‌پردازند.
در اين تحقيق، با توجه به فرايندهاي تعريف شده و نيز شاخص‌هاي مشخص شده در مدل اسکور، ضمن ارزيابي هر يک از فرايندها، به ارائه رتبه‌بندي نهايي از مهمترين زمينه‌هاي ضعف در زنجيره تامين شرکت پيشرو پلاستيک کيميا پرداختيم. نتايج اين پژوهش بيانگر آن است که مهمترين زمينه ضعف در زنجيره تامين شرکت پيشرو پلاستيک کيميا، فرايند برنامه‌ريزي است.
با اينکه مديريت زنجيره تامين در تمامي صنايع، مفهومي شناخته شده است و مقالات بسياري در اين زمينه به چاپ رسيده‌اند، موضوع "اندازه‌گيري عملکرد زنجيره تامين" توجه کافي را به خود جلب نكرده است. اندازه‌گيري عملکرد، عنصر پايه‌اي برنامه‌ريزي، کنترل و تصميم‌گيري موثر است. درواقع، سيستم‌هاي اندازه‌گيري، مهم‌ترين نقش را براي نظارت، افزايش انگيزه، بهبود ارتباطات و اجتناب از اشتباه در سازمان ايفا مي‌كنند. اين سيستم‌ها در بازنگري و بهبود اهداف و فرايندهاي تجاري كنوني سازمان، كمك موثري براي مديران به‌شمار مي‌آيند. نتايج ارزيابي، تاثير استرات‍ژي‌ها و فرصت‌هاي بالقوه را در مديريت زنجيره تامين آشكار مي‌سازند. عموما سنجش عملكرد به‌صورت فرايند بررسي اثربخشي و كارايي فعاليت‌ها تعريف مي‌شود. به بياني ديگر، سنجش عملكرد، تبديل پيچيدگي مدل اصلي به يك سري مدل ساده متوالي است كه مي‌توانند براحتي عملكرد سيستم را نمايش دهند. سنجش عملكرد مي‌تواند اطلاعات بازخورد مورد نياز براي آشكارسازي پيشرفت‌ها، انگيزه‌هاي پيشرفت و تشخيص و شناسايي مسائل و مشكلات را از سيستم گرفته و به تصميم‌گيران سازمان ارائه كند.
هدف اين تحقيق تعيين وضعيت كلي زنجيره تامين در شركت پيشرو پلاستيك كيميا با استفاده از يك مدل تخصصي است كه علاوه بر ارائه راهي استاندارد براي ارزيابي عملکرد زنجيره تامين، بکارگيري استانداردي مشترک براي الگوبرداري در مقايسه با ديگر سازمان‌ها، در راستاي افزايش اثربخشي زنجيره تامين آنهاست.
در ادامه، تاريخچه‌اي مختصر از زنجيره تامين، روش‌هاي ارزيابي عملکرد و نواقص روش‌هاي پيشين ارائه شده و سپس به تشريح مراحل کار خواهيم پرداخت.

زنجيره تامين
زنجيره تامين، به جريان مواد، اطلاعات، وجوه و خدمات از تامين‌كنندگان مواد خام تا مشتريان پاياني اشاره دارد و شامل سازمان‌ها و فرايندهايي مي‌شود كه كالاها، اطلاعات و خدمات را ايجاد و به مصرف‌كنندگان تحويل مي‌دهند. اين زنجيره شامل وظايفي متعدد نظير خريد، جريان وجـــوه، حمل‌و‌نقل مواد، برنامه‌ريزي و كنترل توليد، كنترل موجودي و لجستيكي و توزيع و تحويل مي‌شود. برنامه‌ريزي و مديريت عرضه و تقاضا، تهيه مواد، توليد و برنامه زمان‌بندي محصول يا خدمت، انبارداري، كنترل موجودي و توزيع، تحويل و خدمت به مشتري، از جمله مواردي است که مديريت زنجيره تامين، آنها را به‌گونه‌اي هماهنگ مي‌كند كه مشتريان بتوانند محصولاتي با كيفيت بالا و خدمات قابل اطمينان در حداقل هزينه به دست آورند. گرچه مديريت زنجيره تامين به‌عنوان يكي از قوي‌ترين مفاهيم راهبردي سازمان‌ها مطرح شده است، توسعه اين مفهوم را مي‌توان به گسترش لجستيك در شرکت‌ها مرتبط دانست. طي 30 تا 40 سال گذشته، لجستيك از وظيفه‌اي عملياتي به جزءي راهبردي و اساسي در شركت‌هاي ساخت و توزيع تبديل شده و در طول اين تحول، سيماي مديريت زنجيره تامين كم‌كم ازدرون آن ظهور كرده است.
دردهه‌هاي 60 و 70 ميلادى، سازمان‌ها براى افزايش توان رقابتى خود تلاش مى‌كردند تا با استانداردسازى و بهبود فرايندهاى داخلى خود محصولى با كيفيت بهتر و هزينه كمتر توليد كرده و با پاسخگويي به خواسته‌هاى بازار، سهم بازار بيشتري به‌دست‌آورند. در دهه 80 ميلادى با افزايش تنوع در الگوهاى مورد انتظار مشتريان، سازمان‌ها به‌طوري فزاينده‌ به افزايش انعطاف‌پذيري در خطوط توليد و توسعه محصولات جديد باهدف ارضاى نيازهاى مشتريان، علاقه‌مند شدند. در دهه 90 ميلادى، مديران بسيارى از صنايع دركنار بهبود در فرايندهاى توليد و به‌كارگيرى الگوهاى مهندسى مجدد، دريافتند كه براى ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرايندهاى داخلى و انعطاف‌پذيرى در توانايى‌هاى شركت كافى نيست بلكه تامين‌كنندگان قطعات و مواد نيز بايد موادى با بهترين كيفيت و كمترين هزينه توليد كنند و توزيع‌كنندگان محصولات نيز بايد ارتباطي نزديك با سياست‌هاى توسعه بازار توليدكننده، داشته باشند. با چنين نگرشي، رويكردهاي "زنجيره تامين" و "مديريت زنجيره تامين" پا به عرصه وجود نهادند.
در دنياي فشرده تجارت كنوني، يكي از عوامل موفقيت محصول در بازار، داشتن زنجيره تأمين كارا و اثربخش است. اهميت اين موضوع بحدي است كه در مدل جديد رقابت، شركت‌هاي منحصر بفرد به‌عنوان شركت در برابر شركت رقابت نمي‌كنند بلكه به‌عنوان زنجيره تأمين در برابر زنجيره تأمين به رقابت مي‌پردازند. بنابراين، شركت‌هاي موفق شركت‌هايي خواهند بود كه زنجيره تأمين آنان نسبت به رقبايشان، اقتصادي‌تر باشد. لذا مديريت اطلاعاتي و فيزيكي در زنجيره تأمين يكي از عوامل مهم موفقيت در هر زنجيره تأمين است.

زمينه و سوابق اندازه‌گيري عملكرد
کوپر و الوم1، ويژگي‌هاي زنجيره تامين کارامد را اين‌گونه بيان کرده‌اند: "مجراي گسترده مديريت موجودي، کارايي هزينه زنجيره تامين، افق زماني بلندمدت، برنامه مشارکت، تبادل اطلاعات و کنترل دوجانبه، کانال‌هاي همکاري، فرهنگ کاري و چشم‌انداز مشترک، ارتباط با تامين‌کنندگان و سهيم شدن در سود و زيان."
به عقيده لمبرت2، صحبت در مورد مديريت زنجيره تامين (SCM)3 و توسعه و بهبود مدل‌هاي تئوريك در اين زمينه، كاري بسيار ساده است، اما اجراي ساده‌ترين تكنيك‌ها و مدل‌هاي ارائه شده، بسيار زمان‌بر و دشوار بوده و دقت زيادي را مي‌طلبد. عموما سنجش عملكرد به‌صورت فرايند كمي‌سازي اثرات و كارايي عملكرد، تعريف مي‌شود. "بيمن" معيارهاي سنجش عملكرد را به دو دسته كمي و كيفي تقسيم و سه نوع معيار و ملاك را مشخص كرد: منابع، خروجي‌ها و انعطاف‌پذيري. وي با ارائه خصوصيات يك سيستم سنجش عملكرد4 اثربخش، درواقع معياري براي انتخاب سيستم‌هاي مناسب به‌وجودآورد. اين خصوصيات، شامل موارد شمول5 (قابليت سنجش تمامي جنبه‌هاي مربوطه)، عموميت6 (در شرايط عملياتي متفاوت امكان سنجش را فراهم بياورد)، قابليت اندازه‌گيري7 (داده‌هاي مورد نياز قابل اندازه‌گيري باشد) و سازگاري8 (معيارها در راستاي اهداف سازمان باشد) مي‌شود. همچنين در يکي از مهمترين مطالعاتي كه در راستاي ايجاد چارچوبي براي ايجاد رابطه تجربي بين عمليات مديريت زنجيره تامين و عملکرد زنجيره تامين صورت گرفته است، فهرستي از 6 حوزه بحراني در راستاي توانايي رسيدن به يکپارچگي منطقي زنجيره تامين و بررسي ارتباط بين يکپارچگي منطقي توانايي‌ها و عملکرد است. 6 توانايي يکپارچگي در اين چارچوب عبارتند از: يکپارچگي مشتريان، يکپارچگي دروني، يکپارچگي برنامه‌ريزي و فناوري، يکپارچگي در اندازه‌گيري و يکپارچگي ارتباطات و وابستگي‌ها.
حاصل کار آنان (در ارتباط با موضوع عملکرد) نشان داد که يکپارچگي مشتريان، يکپارچگي دروني، يکپارچگي فناوري و برنامه‌ريزي عملکرد نسبت به موارد رقابتي، داراي اهميت بيشتري هستند. به‌رغم اينكه چنين معيارهايي يكي از مهمترين خصيصه‌هاي مدل‌هاي زنجيره تامين هستند، استفاده از آنها در مدل‌هاي زنجيره تامين با چالش روبه‌رو است، زيرا وارد كردن اين معيارهاي كيفي به مدلي كمي، كاري بسيار دشواراست. رضايت مشتري، جريان اطلاعات، عملكرد تامين كنندگان و مديريت ريسك، نمونه‌هاي ديگري از اين معيارها هستند. "استينر" اعلام كرد كه براي تعيين كارايي يا اثربخشي سيستم موجود و يا مقايسه بين چند سيستم رقيب، بايد مجموعه‌اي از چند معيار را با هم به‌كاربرد (استينر، 1997). پژوهش‌هاي ديگري نيز در راستاي تدوين چارچوبي براي ارزيابي منظم و سلسله‌وار كارايي در سطوح مديريت استراتژيك، مديريت برنامه‌ريزي و مديريت اجرايي در زنجيره تامين انجام گرفت. اين چارچوب به‌طور عمده با تامين، تحويل، خدمات به مشتري، موجودي و هزينه‌هاي حمل و نقل سروكار داشت.

نواقص سيستم‌هاي اندازه‌گيري عملكرد پيشين
در مديريت زنجيره تامين، نقش سيستم‌هاي ارزيابي عملكرد به علت داشتن نقايص متعدد كمرنگ بود. سيستم‌هاي ارزيابي عملكرد سنتي كه بر امور مالي تكيه دارند، دچار انتقادات زيادي شده‌اند كه ازجمله آنها مي‌توان به‌ديدگاه فرصت‌طلبانه و سودجويانه، تشويق بهينه‌سازي در سطح محلي، عدم حمايت از توسعه مداوم و به‌كار گرفتن معيارهاي تك بعدي اشاره كرد. گذشته از اين، سيستم‌هاي ارزيابي عملكردي كه در زمينه مديريت زنجيره تامين به‌كار گرفته مي‌شوند، داراي كاستي‌هاي بسيار ديگري هستند كه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
- عدم همراستايي با استراتژي‌ها
- فقدان رويكرد متعادل و يكسان به اندازه‌گيري‌هاي مالي و غير مالي
- فقدان تفكر منظم و سازماني: به هر زنجيره تامين، به‌عنوان يك كل نگريسته مي‌شود
اغلب سيستم‌هاي سنتي ارزيابي عملكرد زنجيره تامين، تنها براي سنجش هر حلقه، از نسبت خروجي به ورودي استفاده مي‌كنند كه منجر به تفكري كوته‌بينانه مي‌شود. در عوض تقسيم خروجي بر ورودي و اخذ اين نتيجه كه براي بهبود اين نسبت بايد از ورودي كاست يا برخروجي افزود، بايد اين مفهوم درك شود كه حتما فرايند مشكل داشته است. درواقع، مشكل جايي در اين بين است، نه در ابتدا و انتها.

روش‌هاي اندازه‌گيري عملكرد فرايندگرا و مدل اسکور9
اغلب روش‌هاي اندازه‌گيري عملكردكنوني، برپايه مدل‌هاي فرايندگراي زنجيره تامين قرار گرفته‌اند. هر فرايندي منابعي خاص را مصرف كرده و اعمال مشخصي را انجام مي‌دهد تا سرانجام ارزش افزوده‌اي را براي فراورده‌اي ايجاد كند كه به مصرف‌كننده نهايي تحويل مي‌شود. مصرف منابع، عمليات برنامه‌ريزي شده انجام يافته و دريافت خروجي‌هاي مورد انتظار، عملكردهاي پايه‌اي هر فرايندي تلقي مي‌شوند. زمان، كار، سرمايه، نيرو، تسهيلات و اطلاعات، منابع متداول مورد مصرف فرايندها هستند. به‌طورسنتي، اين موارد را مي‌توان براساس مقدارشان درهر واحد خروجي اندازه‌گيري كرد. براساس تحقيقات "داونپورت" هر فرايند به‌عنوان دسته‌اي از فعاليت‌ها، طراحي مي‌شود كه هدف آن برآورده‌سازي نياز مشتري است. هر فرايند كليدي و غيرقابل جايگزين، شامل يك سري زيرفرايند است و هر يك از اين زيرفرايندها نيز شامل يك سري فعاليت هستند. بنابراين عملكرد فرايند كليدي، بستگي به عملكرد زيرفرايندهاي آن و عملكرد زيرفرايندهاي اين مجموعه دارد. لذا، درصورتي كه بتوان فعاليت‌هاي لايه‌هاي انتهايي را نظارت و كنترل كرد، مي‌توان فرايند اصلي در سيستم را از نظر عملكرد سنجيد و سپس آن را در راستاي رسيدن به هدف‌هاي سازمان سوق داد.
انجمن زنجيره تامين (SCC)10 ايالات متحده، مدلي بانام اسکور را به‌عنوان نوعي استاندارد صنعتي درزمينه مديريت زنجيره تامين ارائه داد كه آخرين نسخه آن (9) در سال 2008 عرضه شده است. اين مدل، مفاهيم متداول و معمول فرايند‌هاي تجاري، مهندسي مجدد، بازاريابي و سنجش فرايندها را درچارچوب متقاطع عملياتي11 تركيب مي‌كند. اين مدل، با ارائه تعريف و تشريح استاندارد از فرايندهاي مديريتي و روابط آنها و ملاك‌هاي سنجش كارايي استاندارد، بستر استانداردسازي و بهبود مستمر را براي هرنوع زنجيره تامين فراهم مي‌سازد. اين مدل، برخلاف مدل‌هاي تجزيه كلاسيك كه به منظور شناسايي پيكره برخي فرايندهاي خاص به‌وجود آمده بودند، مدلي استاندارد و فراگير را ارائه مي‌دهد كه جزئيات فرايندهاي مديريت زنجيره تامين را تا 3 سطح تشريح مي‌كند.(شكل 1)
مدل اسکور با توجه به دو بعد نگاه به درون و به بيرون، ملاك‌هايي را براي تمامي فرايندهاي مورد بررسي ونيز ارزيابي در5 دسته، ارائه مي‌كند كه عبارتند از: پايايي، پاسخ‌گويي، انعطاف‌پذيري، هزينه‌ها و دارايي12. ابعاد، مولفه‌ها و شاخص‌هاي مدل اسکور در جدول 1 نشان داده شده است.
مزيت اصلي ارزيابي عملكرد توسط اين مدل نسبت به مدل‌هاي پيشين، فرايندگرا بودن ديدگاه آن است. به دليل همين ديدگاه فرايندگرا، پيكره سلسله‌مراتبي13 و ساختاريافته‌اي از ارزيابي‌ها و معيارها به‌وجود مي‌آيد كه ديدي كلي نسبت به زنجيره تامين را به تمامي مديران زنجيره مي‌دهد. فرايندهاي پيچيده مديريتي، به‌واسطه مدل اسکور‌ تكميل مي‌شوند، بهبود مي‌يابند، به‌صورت شفاف و مرتبط شناسايي مي‌شوند، مورد سنجش و كنترل قرار مي‌گيرند و واجد قابليت جهت‌گيري و هدفمند سازي مي‌شوند.
در اين پژوهش نيز با توجه به کاربرد مدل دو سوال اصلي مطرح شد:
الف- وضعيت کلي زنجيره تأمين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا چگونه است؟
ب- اولويت‌هاي توجه به بخش‌هاي مختلف زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا، به چه ترتيبي است؟

 

                                                                                       شکل1: مدل اسکور (SCC 2008)


روش پژوهش
براساس هدف تحقيق، نوع پژوهش حاضرکاربردي بوده و از نظر شيوه گردآوري و تحليل اطلاعات، از نوع توصيفي مطالعه موردي است. جامعه آماري اين پژوهش" مديران مسئول زنجيره تامين در شرکت پيشرو پلاستيک کيميا، تامين‌کنندگان و مشتريان عمده (ساپکو و سازه‌گستر) آن" در1387 است. براي انتخاب نمونه در اين تحقيق، از روش نمونه‌گيري تصادفي ساده استفاده شده است. به منظور گردآوري داده‌ها، پس از بررسي و مطالعه كتب و مقالات تخصصي، مراجعه به منابع اطلاعاتي، ‌سايت‌هاي اينترنتي و مصاحبه با خبرگان اين موضوع، پرسشنامه‌اي تدوين شد. اين پرسشنامه، داراي دو بخش اصلي است:
- براساس شاخص‌هاي سطح اول و زيرمجموعه‌هاي مرتبط با هر کدام وضعيت کلي زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا مورد ارزيابي قرار گرفت.
- اجزاء و عناصر هر يک از فرايندهاي پنج‌گانه زنجيره تامين اين مجموعه به‌وسيله "مقياس 5 سطحي ليکرت" مورد ارزيابي قرار گرفت تا پس از انجام تجزيه و تحليل‌هاي آماري مناسب، رتبه‌بندي اين فرايندها از جنبه ضعف و اولويت توجه صورت پذيرد.
ابتدا 15 پرسشنامه به‌صورت حضوري به مديران عالي شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا و تعدادي از تامين‌کنندگان و مشتريان آن ارائه شد. بر پايه نتايج به‌دست آمده، تعداد پرسشنامه‌هاي مورد نياز (نمونه آماري مناسب) 45 تعيين شد ‏ که به‌دليل اطمينان بيشتر، 50 پرسشنامه بين تامين کنندگان و مشتريان شرکت پيشرو پلاستيک کيميا توزيع شد. فهرست کامل تامين‌کنندگان و مشتريان شرکت پيشرو پلاستيک کيميا تهيه شد، افراد مورد نظر انتخاب شدند و هماهنگي لازم با آنان صورت گرفت. پرسشنامه‌ها به‌همراه يک معرفينامه، به‌صورت حضوري به منتخبان ارائه شد. در اغلب موارد، پس از تکميل پرسشنامه، مصاحبه‌اي نيزانجام مي‌شد تا اطلاعات آنها در تهيه پيشنهادات موثر به‌کار گرفته شود. آلفاي کرونباخ محاسبه شده براي اين پرسشنامه، معادل 866/0 است.

 

جدول 1: شاخص‌هاي عملکردي در سطح اول مدل اسکور

                                                                       

يافته‌هاي پژوهش
پيش از هرچيز، گفتني است که از مجموع 50 پرسشنامه توزيع شده ميان کارشناسان و متخصصان، تعداد 48 پرسشنامه براي تجزيه و تحليل، در دسترس و قابل استفاده بود.
در فرضيه اول اين تحقيق، بررسي کليت وجود ضعف در زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا بر اساس مدل اسکور مطرح شده است.
ميان وضعيت موجود و مطلوب زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا تفاوت معناداري وجود ندارد.
ميان وضعيت موجود و مطلوب زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا تفاوت معناداري وجود دارد.
بر اين اساس، متناسب با شاخص‌هاي ارزيابي سطح اول مدل اسکور، قسمت اول پرسشنامه طراحي و مورد پرسش واقع شده است. در اين بخش، از هر يک از متخصصان و خبرگان در رابطه با وضعيت موجود و مطلوب شاخص‌هاي مشخص شده طبق طيف ليکرت سئوال شده است. با توجه به اينکه دو جامعه وابسته از طريق يک متغير با مقياس ترتيبي مورد مقايسه قرار مي‌گيرند، در اين فرضيه از آزمون رتبه علامت‌دار ويلکاکسون استفاده شده است. اين روش به مقايسه نمونه‌هاي زوجي از دو جامعه آماري مي‌پردازد و بر اين اساس براي مقايسه وضعيت مطلوب و موجود زنجيره تامين از اين آزمون ناپارامتريک بهره گرفته مي‌شود (تجزيه و تحليل اطلاعات در دسترس از طريق نرم‌افزار آماري SPSS و با استفاده از آزمون دو نمونه به‌هم‌ وابسته14 اجرا ‌شد ‏). بر همين اساس نتيجه آماره آزمون از طريق مجموعه رتبه‌هاي مندرج در جدول فوق به صورت جدول 2 است.

 

جدول 2: آماره آزمون و سطح زير منحني بر اساس آزمون رتبه علامت‌دار ويلکاکسون

                                                
بر همين اساس، در سطح خطاي 95 درصد نقطه بحراني بر اساس جدول توزيع نرمال برابر با 96/1 است و چون Z استخراج شده از آزمون بين 96/1+ و 96/1- قرار نمي‌گيرد، بنابراين آماره آزمون در ناحيه واقع نشده است. لذا فرض آماري رد شده و نقيض آن تاييد مي‌شود که نقيض آن در واقع فرضيه اين تحقيق است. بنابراين با اطمينان 95 در صد مي‌توان بيان كرد که از نظر کارشناسان و دست‌اندرکاران، وضعيت زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا با وضعيت مطلوب آن اختلاف معناداري دارد.
در همين راستا، در ادامه به ارزيابي هر يک از ابعاد اصلي، مولفه‌هاي اساسي و نيز شاخص‌هاي به تفکيک مي‌پردازيم. از آزمون مذکور براي بررسي وجود اختلاف معنادار در وضعيت موجود و مطلوب زنجيره تامين شرکت پيشرو پلاستيک کيميا استفاده كرديم. در اين ارتباط نيز در هر دو بعد بيروني و دروني شاخص‌هاي اسکور، اختلاف معناداري ميان وضعيت موجود و مطلوب مشاهده مي‌شود. از ميان مولفه‌هاي ياد شده، از ديدگاه کارشناسان و متخصصان، صرفا ميان وضعيت موجود و مطلوب مولفه پاسخگويي زنجيره تامين اختلاف معناداري وجود ندارد و از اين حيث، بقيه مولفه‌ها وجود اختلاف معنادار مشاهده مي‌شود. واضح است که اختلاف معنادار شناسايي شده در تمامي شاخص‌هاي سطح يک مشابه و يکسان نيست. به بياني ديگر در برخي از شاخص‌ها اختلافي ميان وضع موجود و مطلوب وجود ندارد، اما به‌طور کلي و با تلفيق تمامي داده نتايج فوق استخراج شده است. براي ايجاد درک بهتر از وضعيت هر يک از شاخص‌ها و نيز ابعاد مختلف زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا نتايج به‌دست آمده از نرم‌افزار در جدول 3 نشان داده شده است. قابل ذکر است که در تمامي تجزيه‌ و تحليل‌هاي صورت گرفته در اين فصل، سطح اطمينان 95 درصد براي آزمون فرضيه‌هاي آماري مورد توجه قرار گرفته است.

جدول3: نتايج حاصل از داده‌هاي گردآوري شده در نرم‌افزار SPSS


پس از بررسي و تاييد وجود ضعف در زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا، در ادامه به بررسي وضعيت ضعف در فرايندهاي مختلف آن پرداخته مي‌شود که پايه سوال دوم است. بر اين اساس، فرايندهاي پنج‌گانه مدل اسکور، رتبه‌بندي شدند تا زمينه‌هاي بهبود در اين زنجيره به ترتيب اولويت معرفي شوند. به‌اين منظور از روش فريدمن استفاده شد. بر اساس آزمون فريدمن، تمامي فرايندهاي پنج‌گانه مدل اسکور رتبه‌بندي ‌ ومهمترين عوامل ضعف، به ترتيب مشخص شد‏ند. در جدول 4 و جدول 5، نتايج حاصل از 48 پرسشنامه‌ قابل استفاده در ارتباط با فرايندهاي پنج‌گانه مدل اسکور، نشان داده شده است.

 

جدول 4: متوسط رتبه‌هاي فرايندهاي مدل بر اساس آزمون فريدمن

 

جدول 5: تعيين آماره آزمون فريدمن

از جدول، مقدار بحراني با درجه آزادي 4=(k-1) و سطح اطمينان 1 درصد، مقدار 9.487 استخراج مي‌شود. چون مقدار آماره آزمون، بزرگتر از مقدار جدول است، مي‌توان گفت ديدگاه کارشناسان در مورد وضعيت فرايندهاي پنج‌گانه زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا، با يکديگر متفاوت بوده و اساسا رتبه‌بندي ميان آنها امکان‌پذير است. بر اين اساس، همان‌گونه که مقادير به‌دست آمده از آزمون فريدمن نيز نشان مي‌دهد، اولويت‌بندي توجه به فرايندهاي زنجيره تامين شرکت قطعات پليمري پيشرو پلاستيک کيميا و يا به بياني ديگر، اولويت‌بندي فرايندها از نظر ضعف، به صورت ذيل است :
1. فرايند برنامه‌ريزي در بخش‌هاي مختلف زنجيره تامين
2. فرايندهاي مرتبط با ساخت و توليد محصولات
3. فرايندهاي مرتبط با منبع‌يابي
4. فرايندهاي مرتبط با توزيع و تحويل محصولات
5. فرايندهاي مرتبط با بازگشت کالا و محصولات

بحث و نتيجه‌گيري
سازمان‌ها پيش از هر تصميم‌گيري مهم، مي‌بايستي بر اساس معيارهاي مناسب اقدام به ارزيابي عملکرد كنند زيرا دريافت نتايج دقيق و واقعي از عملكرد مي‌تواند بستري مناسب براي تصميم‌گيري‌هاي آينده فراهم سازد. مدل اسکور نيز به‌عنوان مدلي تخصصي، به سازمان‌ها در راستاي افزايش اثربخشي زنجيره تامين آنها کمک مي‌کند. همان‌طور که اشاره شد، زنجيره تامين شرکت پيشرو پلاستيک کيميا هم در بعد نگاه به درون و هم در بعد نگاه به بيرون، داراي ضعف بود. لذا بر پايه موئلفه‌هاي معرفي شده، از داده‌هاي گردآوري شده، نتيجه‌گيري مي‌كنيم.
قابليت اطمينان در زنجيره تامين: نتايج حاصل از تحليل شاخص‌هاي اين مولفه بيانگر آن است که به‌رغم اينکه اعضاي زنجيره تامين سعي مي‌کنند سفارشات خود را در موعد مقرر، بدون عيب و مطابق با سفارش مشتري ارسال كنند، ولي بين وضع مطلوب و وضع موجود مطلوبيت کالاي نهايي که به‌دست مشتري مي‌سد، تفاوت معني‌داري وجود دارد. به بياني ديگر، در اين زنجيره تامين شاهد مديريت جزيره‌اي، عدم يکپارچگي منطقي زنجيره تامين، عدم چشم‌انداز مشترک و عدم يکپارچگي در اندازه‌گيري عملکرد بين اعضاي زنجيره تامين هستيم.
پاسخگويي زنجيره تامين: اين مولفه بيانگر مقدار انتظار مشتري از ارائه سفارش خود تا زمان دريافت کالاست. در اين مولفه، اختلاف معني‌داري بين وضع موجود و وضع مطلوب وجود ندارد.
انعطاف‌پذيري زنجيره تامين: نتايج حاصل از تحليل شاخص‌هاي اين مولفه و بررسي مستندات، بيانگر آن بود که به‌رغم اينکه مستندات تاييد مي‌كنند که قدرت پاسخگويي زنجيره بالاست، پاسخ خبرگان نشان دهنده وجود عاملي است که در مستندات مشخص نيست. در ارتباط با انعطاف‌پذيري توليد، با پيچيدگي بيشتري روبه‌رو هستيم. مطابق مصاحبه‌هاي انجام شده، به‌دليل قراردادهاي طولاني مدت و اطمينان از عدم فسخ قرارداد، تقريبا قطعات توليدي مشخص هستند. به‌نظر مي‌رسد كه پايين بودن اهميت انعطاف توليد ديده شده در پرسشنامه‌ها، به خاطر اين موضوع است. از سوي ديگر اين شرکت به‌دليل نياز به پاسخگويي سريع به درخواست‌هاي مشتريان خود، انبارهاي بسيار وسيعي از مواد اوليه و محصولات ايجاد كرده است. هر چند اين موضوع موجب کاهش نياز به انعطاف‌پذيري خط توليد و افزايش توان پاسخگويي به مشتريان مي‌شود، اما موجب تحميل هزينه به شرکت مي‌شود.
هزينه‌هاي زنجيره تامين: مطابق مصاحبه‌هاي انجام شده، دليل اصلي پايين بودن هزينه بازگشت کالا در شرکت پيشرو پلاستيک کيميا، وجود انباري در تهران است که درصورت نياز، اقدامات اصلاحي درآن صورت مي‌پذيرد. به‌اين ترتيب، درهزينه حمل که قسمت عمده‌اي از هزينه بازگشت کالا را تشکيل مي‌دهد، صرفه‌جويي مي‌شود. در ارتباط با ديگر شاخص‌ها، مشکل اصلي در واحدهاي انبار و برنامه‌ريزي خودنمايي مي‌کرد. انبارهاي بزرگ با تحميل هزينه‌هاي غيرمستقيم، وعدم متناسب بودن فرايند ارسال محصولات ساخته شده مهمترين مشکلات بودند. عمده مشکلات در واحد برنامه‌ريزي عبارتند از مشخص نبودن وضعيت قطعات جديد در دوره برنامه‌ريزي بعد، و تناقض بين سفارشات پيش بيني شده و سفارشات واقعي که موجب کاهش بهره‌وري در استفاده از ماشين‌آلات، افزايش هزينه انبار، انباشت کالاي ساخته شده و در کل افزايش هزينه مي‌شود. علاوه بر آن، به‌دليل عدم کنترل‌هاي متناسب در خط توليد، نمي‌توان اقدامات اصلاحي را به‌موقع انجام داد. به نظر مي‌رسد اين مطلب ناشي از عدم يکپارچگي دروني و عدم يکپارچگي برنامه‌ريزي و فناوري باشد. به‌علاوه، عدم به‌کارگيري متناسب فناوري اطلاعات بين اعضاي زنجيره، از عمده مشکلات نمايان شده توسط اين شاخص‌هاست.
کارايي مديريت دارايي در زنجيره تامين: تحليل شاخص‌هاي اين مولفه بيانگر اين است که به‌رغم پرداخت‌هاي به‌موقع توسط مشتريان، هزينه تحميل شده توسط انبارها آن قدر زياد است که حتي عايدي شرکت‌ها را تحت تاثير محسوس قرار مي‌دهد.
علاوه براين، همان‌طور که در ارتباط با بخش دوم پرسشنامه اشاره شد، عمده‌ترين حوزه ضعف مربوط به برنامه‌ريزي در زنجيره تامين است. براساس مصاحبه‌هاي انجام شده، چنين به‌نظر مي‌رسد كه فقدان اطلاعات کافي در ارتباط با مشتريان (و مشتريان نهايي)، عدم استفاده مناسب از فناوري اطلاعات (براي تبادل اطلاعات)، عدم مشارکت اعضا زنجيره در فرايند برنامه‌ريزي، فقدان يکپارچگي دروني و نامتناسب بودن ساختار سازماني براي ارائه بازخوردها، مهمترين مشکلات اين حوزه است.
رتبه بعد مربوط به حوزه فرايند ساخت است. فعاليت‌هاي اصلي شامل همکاري در وظايف ميان بخش‌هاي فروش، توليد و توزيع سازمان‌ها در طي فرايند برنامه‌ريزي و زمانبندي و ايجاد معيارهاي عملکردي است که کنترل "الزامات تبعيت" از زمانبندي را تسهيل مي‌كند. مطابق مصاحبه‌هاي انجام شده، عامل برنامه‌ريزي براي ساخت، مهمترين زمينه ضعف است.
حوزه‌ ضعف بعدي، فرايند منبع‌يابي است. فعاليت‌هاي تعاملي در همکاري تامين‌کنندگان اثر مهمي بر عملکرد زنجيره تامين در حوزه منبع‌يابي دارد. اين فعاليت شامل به اشتراک گذاشتن اطلاعات برنامه‌ريزي و زمانبندي با تامين‌کنندگان است. تحليل‌هاي صورت گرفته، مهمترين عامل ضعف در اين حوزه را عدم تمرکز فرايند منبع‌يابي، نشان مي‌دهد.
چهارمين حوزه ضعف مشخص شده، حوزه فرايند تحويل است. معيارهاي فرايند تحويل تاثير زيادي بر عملکرد زنجيره تامين دارند. اين معيارها بايد روابط داخلي زنجيره تامين را با روشي ثبت کند که توسط شرکاي تجاري زنجيره تامين، قابل درک بوده و براي پاداش‌دهي و شناخت فرايند ديگر شرکا به‌کار گرفته شود. عمده‌ترين زمينه ضعف در اين حوزه، عدم يکپاچگي فرايند تحويل است.
آخرين حوزه ضعف بررسي شده، فرايند بازگشت است. مستندات مستقلي از اين فرايند در شرکت پيشرو پلاستيک کيميا و تامين‌کنندگان آن وجودنداشت و به‌صورت سنتي انجام مي‌پذيرفت. اين مطلب، موجب شده بود تا بازخوردهاي اطلاعاتي مناسب به واحدهاي مرتبط ارائه نشود.

پيشنهادها
با توجه به بررسي‌هاي انجام شده در راستاي بهبود وضعيت زنجيره تامين شرکت پيشرو پلاستيک کيميا، پيشنهادات زير ارائه مي‌شود:
- استفاده از توانمندسازهاي معرفي شده در مدل اسکور. تعدادي از اين توانمندسازها عبارتند از: ايجاد و مديريت قوانين، مديريت داده‌ها، مديريت موجودي، مديريت دارايي‌هاي سرمايه‌اي، مديريت حمل، مديريت پيکره‌بندي زنجيره تامين، مديريت قبول درخواست‌ها و مديريت ريسک فرايندها در زنجيره تامين
- بهبود فرايند برنامه ريزي و تامين مواد اوليه مورد نياز سازمان
- ايجاد چشم‌انداز مشترک در طول زنجيره تامين، يکپارچگي برنامه‌ريزي بين اعضاي زنجيره تامين، توسعه تبادل دوجانبه اطلاعات، يکپارچگي معيارهاي ارزيابي عملکرد و بهبود شبکه همکاري بين اعضا
- بهبود فرايند بازخورد به واحدهاي شرکت از جمله توليد و مونتاژ
- افزايش سطح آموزشي نيروي انساني در زنجيره تامين
- انجام كنترل‌هاي مناسب (در راستاي انجام به‌موقع اقدامات اصلاحي)
- تدوين برنامه روزانه به تفكيك واحدها
همچنين با الزامات مورد درخواست ساپكو و ساير مشتريان، مبتني بر ايجاد واحد زنجيره تامين در ساختار خود، اميد مي‌رود تصميم‌سازان اين مجموعه تلاش سازمان‌يافته‌اي را در زمينه هماهنگي ميان عناصر زنجيره صرف ‌كنند تا اين اقدام موجب هماهنگ‌سازي فرايندها و عمليات مختلف به نحوي کاملاً منسجم و به هم‌پيوسته در طول اين زنجيره شود. در صورت تحقق تمامي اين الزامات، زنجيره شركت يادشده واجد سودآوري مناسبي براي تمامي حلقه‌هاي خود خواهد بود.



منابع:

- استيون تن هو و همکاران، "مدل‌هاي کليدي مديريت"، مترجم دکتر محمد صائبي، موسسه آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي، چاپ اول، 1385
- پي اسپرنت، "روش‌هاي آماري ناپارامتري کاربردي"، مترجم حسين‌علي نيرومند، ويرايش سوم، دانشگاه فردوسي مشهد، 1385
- جواد فيض آبادي،" مقدمه‌اي بر مديريت زنجيره تامين"، مجله تدبير، شماره 131، فروردين 82
- Annelie Pettersson, 2008, "Measurements of efficiency in a Supply chain", Luleه University of Technology, Department of Business Administration and Social Sciences Division of Industrial logistics
- Archie Lockamy, Kevin McCormack, 2007, "Linking SCOR planning practices to supply chain performance', The Emerald Research journal, available at www.emeraldinsight.com/researchregister
- Supply-Chain Operations Reference-model /Supply-chain.org, Overview Version 9.0, 2008


پا‌نوشت:
1- Cooper and Ellem, 1999
2- Lambert
3- Supply Chain management
4- Performance Measurement System
5- Inclusiveness
6- Universality
7- Measurability
8- Consistency
9- Supply Chain Operation Reference (SCOR)
10- Supply Chain Council
11- Cross Functional
12- Reliability, Flexibility, Responsiveness, Cost & Asset
13- Hierarchy
14- Two-Related Sample Test


نسخه چاپي ارسال به دوستان
سرمقاله
گفتگو
ديدگاه
مديريت
تازه‌هاي كتاب