جستجوي پيشرفتهجستجو    نسخه شماره 122 - 1387/08/01 - نشريه صنعت خودروي يكصد و بيست و دوم

 نقش و جايگاه ارزش‌هاي سازماني در تعالي سازمان‌ها 
نويسنده : محمد محسن‌وند

در شماره 119 نشريه صنعت خودرو مربوط به مرداد ماه 1387، مطلبي در زمينه نقش رهبري در کمال سازماني مبتني بر پنج سبک رهبري اخلاقي ارائه شد. با توجه به نقش محوري و کليدي رهبران و مديران سازمان­ها در زمينه پيشرفت در مسير تحقق اهداف تعيين شده و استمرار بقاي سازماني، لزوم هماهنگي، همراهي و تعامل مستقيم تمامي سطوح سازماني با رهبران در زمينه تحقق اين مهم اجتناب­ناپذير است. از اين­رو، رهبران مي­کوشند با اتخاذ سبک­هاي مختلف رهبري متناسب با فرهنگ، درجه بلوغ و بالندگي سازمان­ها، زمينه رشد و توسعه فردي، گروهي و سازماني را فراهم سازند. تلاش رهبران و مديران ارشد براي ايجاد وفاق، تفاهم سازماني و پيشگام بودن آنان در مسير رشد و توسعه، زمينه بروز مفهوم «رهبري اخلاقي» از طريق تمسک رهبران و مديران سازمان به مباني اخلاقي و نقش­آفريني آنان به عنوان الگوي عيني و عملي ارزش­هاي سازماني، شده است. در اين مقاله، ضمن تبيين مفهوم ارزش و ارزش­هاي سازماني، جايگاه و نقش کارکردي آن در تعالي سازمان­ها از طريق فرايند مديريت مبتني بر ارزش­ها، به صورت اجمالي تشريح شده است.

نيکوست، سخن خود را با فرمايش گوهربار رسول مهر و رحمت، پيامبر اسلام (ص) آغاز کنيم که فرموده­اند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق- همانا من از جانب پروردگار به منظور تکميل و اتمام ارزش­هاي والاي اخلاقي مبعوث شدم.»

در حديث ديگري از اميرمؤمنان علي عليه­السلام آمده است: «لو کنا لانرجو جنه و لا نخشي نارا و لا ثوابا و لا عقابا لکان ينبغي لنا ان نطالب بمکارم الاخلاق فانها مما تدل علي سبيل النجاح- اگر ما اميد و ايماني به بهشت و ترس و وحشتي از دوزخ و انتظار ثواب و عقابي نمي­داشتيم، شايسته بود به سراغ فضائل اخلاقي برويم زيرا آنها راهنماي نجات، پيروزي و موفقيت هستند.»

امروزه، جايگاه اخلاق در مديريت، به عنوان مبحثي بسيار محوري از سوي انديشمندان و نظريه­پردازان حوزه مديريت موردتوجه قرار گرفته است، به طوري که به دليل افزايش اهميت کارکردي و نقش آن در حوزه کسب و کار و بهره­جويي، بسياري از مديران موفق در عرصه جهاني از مباني و ارزش­هاي اخلاقي و توجه جدي به اخلاق حرفه­اي در حوزه مديريت و رهبري، عملاً جايگاه ويژه­اي را به خود اختصاص داده است. در تدوين مباني و راهبردهاي استراتژيک سازمان­ها نيز توجه به اين مهم مورد تاکيد قرار گرفته است.

متخصصان مديريت استراتژيک «اصول اخلاقي شايسته در سازمان را يکي از پيش شرط­هاي مديريت استراتژيک خوب» دانسته­اند. اعتقاد سازمان­ها در اين مورد، روز به روز راسخ­تر مي­شود که ترويج اصول اخلاقي و تقويت فرهنگ معنوي موجب ايجاد مزيت­هاي استراتژيک خواهد شد.

از اين رو، در فرايند تدوين برنامه استراتژيک و اهداف سازماني، تبيين نظام ارزشي سازمان در قالب «ارزش­هاي سازماني» به عنوان عنصري استراتژيک، پيش­بيني شده است.

ارزش­ها، اصلي­ترين منبع اخلاق به شمار مي­آيند و در واقع اخلاق، به اجرا درآوردن ارزشهاست. اخلاقيات، نظامي از ارزش­ها، بايدها و نبايدهايي هستند که براساس آن، نيک­وبدهاي سازمان مشخص و عمل خوب از بد متمايز مي­شود.

همسويي و تلفيق وظايف سازماني و اخلاقيات مفهوم جديدي تحت عنوان «اخلاق حرفه­اي» را به دنبال داشته، به گونه­اي که امروزه اين مفهوم در تمامي حوزه­هاي کسب­و­کار اعم از سازماني و مشاغل صنفي، موردنظر واقع شده است (مشابه آنچه که در ارزش­ها و اخلاق حرفه­اي حوزه پزشکي، مهندسي و... مشاهده مي­شود). حال اين سوال به ذهن متبادر مي­شود که منظور از اخلاق حرفه­اي چيست؟ در پاسخ بايد گفت که: مسئوليت­هاي اخلاقي سازمان/ بنگاه در قبال محيط را اخلاق حرفه­اي مي­دانيم و آن مسئوليت­هاي اخلاقي فرد در شغل را نيز شامل مي­شود. اخلاق حرفه­اي در مفهوم نوين آن بر اصل محيط حق دارد و سازمان تکليف بنا شده است.

در بررسي عملکرد سازمان­هاي موفق، اهتمام جدي آنان به مفاهيم اخلاقي تحت عنوان ارزش­هاي سازماني کاملا مشهود است. ردپاي اين رويکرد از طريق تدوين ارزش­ها و نظام اخلاقي سازمان در فرايند برنامه­ريزي و مديريت استراتژيک سازمان به عنوان يکي از وظايف مهم مديران و رهبران شناخته شده است، به طوري­که برطبق مدل تعالي سازماني EFQM: «رهبران ماموريت، آرمان، ارزش­ها و اصول اخلاقي سازمان را ايجادکرده و نقش الگو در فرهنگ تعالي را ايفا مي­کنند». براي آشنايي بيشتر با ابعاد و تعاريف مختلف ارزش و ارزش­هاي سازماني، تعاريف متنوعي از منظرهاي مختلف وجود دارد که برخي از آنها عبارتند از:

· ارزش، باوري جاري است که باعث مي­شود سبک خاص رفتاري چه از سوي افراد و چه از سوي جامعه نسبت به سبک رفتاري معکوس و متضاد آن، ترجيح داده شود.

  • ارزش­ها، همان باورها و مفاهيمي هستند که به دليل برخورداري از جايگاه و اعتبار ويژه، قابل معامله و مصالحه نيستند.

ارزش­ها غالباً به ايده­هايي اطلاق مي­شوند که انسان­ها درباره خوب و بد، مطلوب و نامطلوب دارند.

  • ارزش­هاي سازماني، به آن دسته از ارزش­هايي اشاره دارند که هدايت­گر رفتار، کردار و انديشه کارکنان و مديران سازمان بوده و بر آنها تاثير مي­گذارند.
  • ارزش­هاي اصلي سازمان که به مقياس وسيع موردتوجه همگان قرار مي­گيرند، معرف فرهنگ آن سازمان هستند.
  • ارزش­هاي سازماني، مبناي تصميم­گيري بوده و راهنماي قضاوت امور هستند.
  • ارزش­هاي محوري سازمان، مجموعه باورهايي هستند که در يک سازمان، رفتارهاي مطلوب را شکل مي­دهند و مشابه صافي­هايي عمل مي­کنند که همه اقدامات و تصميمات سازماني از آنها عبور مي­کنند.
  • ارزش­هاي سازماني، فرضياتي مشترک در حوزه فرهنگ سازماني هستند كه از فرايند «دروني­سازي» توسط اعضاي سازمان ناشي مي­شوند.
  • ارزش­هاي سازماني، زيربناي فرهنگ سازماني بوده و متمايزکننده يک سازمان از سازمان­هاي ديگر است.
  • موازين اخلاقي سازمان، سيستمي ارزشي هستند که سرلوحه کار اعضاي سازمان قرار گرفته است.
  • اصول ارزشي، به اصول بنيادي و ماندگار هر سازمان گفته مي­شود. شمار اين اصول راهنما، اندک اما عمر آنها طولاني بوده و نيازي به داوري ديگران ندارند و براي کساني که درون سازمان هستند، ارزش و اهميت ذاتي دارند.
  • ارزش­هاي سازماني، منعکس­کننده باورها و اولويت­هاي سازمان از جنبه­هاي اخلاق حرفه­اي و حوزه ماموريت­هاي سازماني بوده و راهنماي تصميم­گيري رهبران و هدايت­گر رفتار کارکنان هستند.
  • ارزش­هاي سازماني، همان چيزي هستند که يک سازمان داراي جايگاهي جهاني را از شرکت­هاي کوچک و متوسط متمايز مي­سازند.

افراد و سازمان­ها با پيروي از نظام ارزشي حاکم، بين ارزش­ها، تصميمات و اقدامات خود رابطه­اي مستقيم برقرار مي­کنند. به بياني ديگر، آنها عامل به ارزش­ها هستند و از ويژگي برجسته­اي به نام «پيش­بيني­پذيري» برخوردار مي­شوند.

پيش­بيني­پذيري، خصلتي در سازمان است که محيط را بر پيش­بيني عملکرد آن درخصوص استيفاي کليه حقوق خود، توانا مي­سازد. مثلاً، پليس به اعتماد و مشارکت مردم سخت محتاج است، اما آن را تنها در پرتو پيش­بيني­پذيري خود به دست مي­آورد. پليس بايد به گونه­اي باشد که براي همه پيش­بيني­پذير بوده و کسي از برقراري ارتباط و مراجعه به آن، در تشويش و ناامني قرار نگيرد. اعتماد به سازمان و بنگاه، فرزند پيش­بيني­پذيري است و هرچه نرخ پيش­بيني­پذيري بنگاه افزونتر باشد، اعتماد به آن بيشتر است.

ارکان پيش­بيني­پذيري يک سازمان در مدل LEAVITT در شکل ارائه شده است.

شكل1: اركان پيش‌بيني‌پذيري

با توجه به تعاريف پيش گفته در زمينه مفهوم ارزش و ارزش­هاي سازماني اين سوال مطرح مي­شود که: منافع حاصل از تدوين ارزش­ها کدامند؟ به بياني ديگر توجه به ارزش­هاي سازماني دربرگيرنده چه مزايايي براي سازمان است؟

از جمله محاسن و مزاياي ارزش­هاي سازماني، مي­توان به موارد ذيل اشاره کرد:

· اصول اعتقادي ديرپا و اساسي و راهنماي قابل اتکا و بلندمدتي براي تصميم­گيري­ها و رفتارها هستند.

· بقا و زندگي هماهنگ سازمان را نمايش مي­دهند.

· نقشي محوري در انسجام­بخشي کارکنان دارند.

· وحدت رويه آحاد سازماني را در پي دارند.

· مبناي اعتماد و رشد افراد در سازمان هستند.

· بايدها و نبايدهاي سازمان را مشخص مي­سازند.

مشخصه­هاي محوري 500 شرکت برتر، همواره مؤيد استقرار مباني محوري در زمينه حرکت و فعاليت مستمر اين گونه شرکت­ها در چارچوب تامين انتظارت ذينفعان خود، در قالب نظام ارزشي مستحکم است. اين شرکت­ها از خصيصه­هاي ذيل برخوردارند:

· مشترياني که به شرکت افتخار مي­کنند.

· کارکناني پرانگيزه که پايبند به اهداف سازمان هستند.

· مالکاني که درصدد رشد خود از طريق پيشرفت شرکت هستند.

· گروه­هاي مهم نظير جامعه، اعتباردهندگان، تأمين­کنندگان و ... که بين سازمان و آنها اعتماد وجود دارد.

از رهگذر اين رويکرد مهم، شرکت­هايي که مي­خواهند در جايگاه و رتبه برتر قرار گيرند، مي­کوشند تا:

1.در قبال کارکنان اخلاق­گرا باشند.[1]

2. در قبال مشتريان پاسخگو باشند.[2]

3. در قبال مالکان سودآور باشند.[3]

در سازماني که مديريت از راه ارزش­ها پياده شده است، تنها يک رئيس وجود دارد و آن «ارزش­هاي سازماني» است.

 

چرا سازمان­ها در ارائه و اجراي ارزش­هاي خود، به خوبي عمل نمي­کنند؟

با توجه به مزايا و محاسن ناشي از تدوين و جاري­سازي ارزش­هاي سازماني و توجه به اخلاق حرفه­اي، بسياري از سازمان­ها و بنگاه­ها به رغم اهتمام به مباني ارزشي و تدوين بيانيه­هاي مختلف سازماني در قالب ارزش­هاي سازماني، منشور اخلاقي، خط­مشي اخلاق حرفه­اي و... با روح واقعي و کارکردهاي سازماني ناشي از همسو بودن سازمان متبوع خود با ارزش­هاي تدوين شده فاصله زيادي دارند. دلائل عمده اين مسئله عبارتند از:

- مديران ارشد و مديران مياني سازمان­ها متوجه اين موضوع نيستند که موافقت با ارزش­ها مستلزم عمل به آنهاست.

- تحقق ارزش­ها صرفاً اجرايي نمادين و نمايشي است.

- سازمان­ها تلاش خود را صرف حل مسائل جدي در چارچوب ارزش­هاي تدوين شده نمي­کنند.

- ارزش­هاي تدوين شده در امور داخلي سازمان­ها نظير فرايند ارزيابي، تخصيص پاداش و... نفوذ نکرده است.

- بدبيني و بدگماني حاصل از عدم اجراي ارزش­ها، مانع از حمايت و پشتيباني سطوح سازماني از آنها شده است.

حال با توجه به موارد فوق، اين سوال مطرح مي­شود که ارزش­هاي سازمان را چگونه مي­توان جاري ساخت؟

پاسخ به اين سوال، مستلزم پرداختن به نکات ذيل است:

· تطبيق ارزش­هاي فردي کارکنان با ارزش­هاي سازماني

· تعريف دقيق رفتارهاي منطبق با ارزش­هاي سازماني

· بهره­گيري از ارزش­هاي سازماني و رفتارهاي مرتبط با آن در سيستم مديريت عملکرد سازمان، نظير بازخورد 360درجه

· بهره­گيري از ارزش­ها در فرايند جذب و استخدام

· تاکيد بر ارزش­هاي سازماني در جلسات تيمي و تعاملات جاري سازمان

· اهتمام به ارزش­هاي سازماني در برنامه استراتژيک سازمان از طريق هدف­گذاري عملياتي

· تمرکز سازماني بر ارزش­هاي تدوين شده و موردنظر در فرايند مديريت تغيير

آثار مثبت و محاسن ناشي از جاري­سازي ارزش­ها در سازمان­ها، زمينه ظهور مفهوم جديد مديريت را در حوزه مديريت مبتني بر ارزش‌ها[4] فراهم آورده است.

اين مفهوم مبتني بر اين اصل است که: «مهم­ترين موضوع در زندگي اين است که تصميم بگيري چه چيزي را مهم­تر بداني». بر همين اساس، هدف مديريت از راه ارزش­ها (MBV)، روشن­سازي اولويت­هاست. مديريت مبتني بر ارزش­ها (MBV) برخلاف مديريت مبتني بر دستورالعمل­ها (MBI) و مديريت مبتني بر اهداف (MBO)، مي­تواند نيازهاي معطوف به کيفيت بهتر، خشنودسازي بيشتر مشتري، ايجاد ساختارهاي سازماني چالاک­تر، تبديل رؤسا به تسهيل گران موفقيت همکاران، خودمختاري مسئولانه و ايجاد حس تعهد را تا حدود زيادي تحقق بخشد. مديريت مبتني بر ارزش­ها براساس اقدامات ذيل در سازمان مستقر مي­شود:

· گام اول: شفاف­سازي رسالت، هدف و ارزش­هاي سازماني. پس از تهيه فهرست اوليه اصول ارزشي، در مورد هر يک از آنها اين پرسش را طرح کرده و به آن پاسخ دهيد: اگر شرايطي پيش آيد که به خاطر پايبندي به اين اصل آسيب ببينيم، آيا باز هم آن­را حفظ خواهيم کرد؟ اگر پاسخ صادقانه شما آري نباشد، معلوم مي­شود اصل انتخابي، اصل ارزشي نيست و بايد از فهرست حذف شود.

· گام دوم: همگاني کردن رسالت و ارزش­هاي سازماني. براي همگاني کردن ارزش­ها، به کار بستن آنها در امور و فعاليت­هاي جاري و تصميم­گيري­هاي سازماني اهميت دارد.

· گام سوم: همسوسازي اقدامات روزمره با رسالت و ارزش­هاي سازماني و مباني اخلاقي.

در فرايند استقرار رويکرد مديريت مبتني بر ارزش­ها (MBV)، بايد توجه داشت که:

· ارزش­ها را نمي­توان به افراد تحميل کرد بلکه بايد همراه آنها به ارزش­ها دست يافت.

· رئيس حقيقي در سازمان، ارزش­هاي برگزيده است. بنابراين، الگوي ارزشي بودن در سطوح رهبري و مديريت سازمان، مهر صحتي بر صلاحيت مديريتي اين گونه افراد خواهد بود.

· MBV شيوه­اي از زيستن براي سازمان است، لذا انتخاب اين شيوه بسيار اهميت دارد.

· شروع MBV بايد از رأس سازمان صورت بگيرد. بنابراين، اين مسئله از سوي مديران و رهبران قابل تفويض و واگذاري نيست.

شكل2، حاوي نكاتي است كه متضمن ابعاد و اقدامات اجرايي مرتبط با هريك از گام‌هاي يادشده است.

 

شكل2

 

نکته پاياني

با توجه به مطالب مطروحه که تنها بخش اندکي از انبوه گزارش­ها، تحقيقات و پژوهش­هاي انجام شده در زمينه اهميت و جايگاه مفهوم ارزش­هاي سازماني بود، اين نکته مورد تاکيد قرار مي­گيرد که همسوسازي فعاليت­هاي جاري و تصميم‌گيري‌هاي سازماني در تمامي ارکان يک سازمان با نظام ارزشي و منشور اخلاقي تدوين شده، مستلزم درک اين اصل کليدي است که: ارزش­هاي سازماني با حيات سازمان گره خورده­اند، لذا به صرف تدوين بيانيه ارزشها، حيات سازمان تضمين نمي­شود بلکه جاري­سازي ارزش­ها و استقرار آن در فرايندهاي مختلف سازماني، ضامن بقاي سازمان خواهد بود.

در اين ميان، نقش کليدي و حساس سطوح رهبري و مديريت ارشد سازمان­ها در فرايند تدوين و جاري­سازي ارزش­ها، بسيار حائز اهميت است. به طوري­که در گام اول، رهبران و مديران ارشد سازمان مي­بايستي به عنوان الگوي تعالي و مدافع نظام ارزشي حاکم بر سازمان، نقش­آفريني کنند. بنابراين، در فرايند انتخاب و انتصاب مديران، ميزان همسويي و تطابق رفتاري و شايستگي­ها و قابليت­هاي حرفه­اي کانديداها و نامزدهاي مديريتي در سطوح مختلف به­ويژه سطوح مديريت ارشد با ارزش­ها و اصول اخلاقي سازمان، ضرورتي انکارناپذير تلقي مي­شود.

 

منابع:

1. کنزالاعمال، جلد3، صفحه16 مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي

2. مستدرک الوسائل، جلد2، صفحه 283. (چاپ قديم). مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي

3. ديويد فردآر، مديريت استراتژيک، ترجمه علي پارسائيان و سيدمحمد اعرابي، دفتر پژوهش­هاي فرهنگي، 1380

4. مقاله «اخلاقيات در سازمان­ها با تاکيد بر ديدگاه اسلامي»، دکتر الواني، نشريه نسيم خدمت شماره 4، مهرماه 1386

5. فرامرز قراملکي، احد، اخلاق حرفه­اي، 1382


[1]. Ethical

[2]. Responsive

[3]. Profitable

[4] . Management By Values


نسخه چاپي ارسال به دوستان
شناسنامه
سرمقاله
ويژه نمايشگاه خودرو و قطعات خودروي تهران
اقتصادي
مديريتي
فني مهندسي
معرفي كتاب
خبرهاي كوتاه