جستجوي پيشرفتهجستجو    نسخه شماره 103 - 1385/11/01 - شماره صد و سه

 مدل يكپارچه در اجراي استراتژي‌هاي توليد و اصول جريان سيستم‌هاي توليدي 
نويسنده : روح‌ا... استيري - محمد شفيع‌خاني

فقدان ساختار علمي در انتقال استراتژي‌هاي تدوين شده به سطوح تصميم‌گيري پايين سازمان، باعث بروز مسائلي در بخش صنايع توليدي مي‌شود. ادبيات استراتژي‌هاي آكادميك، بيانگر مفاهيم و روش‌هاي تدوين استراتژي‌ها از ديدگاه بازار است، در حالي كه بين تدوين استراتژي‌ها و اجراي آنها، اغلب شكافي آشكار بروز مي‌كند. هدف مقاله حاضر، ارائه نوعي مدل تصميم‌گيري است كه بين مفاهيم استراتژي‌هاي توليدي و تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك، مطابق با اصول جريان سيستم‌هاي توليدي، ارتباط برقرار كند. نتيجه مقاله، بيانگر انتقال استراتژي‌ها از سطوح تصميمات استراتژيك به سطوح تصميم‌گيري براساس اصول جريان زيرسيستم‌هاست.

براساس تحقيقات آكادميك انجام شده، الگوي تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك مي‌بايستي در حوزه‌هاي مختلف و براساس فرايند تدوين استراتژي‌هاي توليد، ايجاد شود. در ديدگاه بالا به پايين، تصميمات استراتژيك براساس موقعيت كسب و كار و محيط بازار، اتخاذ مي‌شوند. روش هدايت مديريت از طريق تدوين استراتژي، مستلزم تلاش فراوان است. در عين حال، بسياري از شركت‌ها داراي روشي ساختارمند براي برقراري ارتباط و اجراي استراتژي‌هاي خود نيستند. به منظور دستيابي به موفقيت در دنياي واقعي، ايجاد مدلي براي پشتيباني از اجراي استراتژي‌ها در عمل، از اهميت خاصي برخوردار است. هدف از ارائه اين مدل تصميم‌گيري، هدايت استراتژي‌هاي توليدي به تصميمات استراتژيك مبتني‌بر اصول جريان سيستم‌هاي توليدي در سطوح زير سيستم‌هاي كارخانه است. اين ديدگاه، محدود به طراحي سيستم‌هاي توليدي و برنامه‌ريزي و كنترل توليد است.

استراتژي‌هاي توليدي
تعاريف بسياري براي مفهوم استراتژي‌هاي توليدي ارائه شده است. در جدول 1، نمونه‌هايي از اين تعاريف ارائه شده است. استراتژي‌هاي توليدي عبارت است از ايجاد وظايف توليدي به عنوان سلاحي رقابتي براي تأمين مزاياي بلندمدت و پايدار فراتر از رقبا.
استراتژي‌هاي توليدي را مي‌توان به دو بخش تقسيم كرد:
1. مفهومي
2. فرايندي
تعاريف گذشته استراتژي‌هاي توليدي به حوزه تصميم‌گيري بر مي‌گردد و معتقد است، استراتژي مي‌بايست گسترده و براساس نوع تصميمي كه اتخاذ مي‌شود باشد. امروزه، استراتژي‌هاي توليدي بيانگر فرايند تدوين و اجراي استراتژي‌هاي توليد براساس ديدگاه مفهومي است.

               جدول 1: تعاريف استراتژي‌هاي توليدي

 

 

 

مفاهيم استراتژي‌هاي توليدي
مفاهيم استراتژي‌هاي توليدي شامل ظرفيت‌هاي توليدي به لحاظ اولويت‌هاي رقابتي، گزينه‌هاي استراتژيك با توجه به فرايندها، زيرساخت‌ها و بهترين روش‌هاي توليدي مي‌شود. بهترين روش‌هاي توليدي، بيانگر روش‌هاي موجود يا فنوني نظير JIT يا MRP مي‌باشد.

اولويت‌هاي رقابتي
مفهوم اولويت‌هاي رقابتي، توسط اسكينر ارائه شده است. اسكينر معتقد است تغيير شرايط بازار، نيازمند روش‌هاي كاري جديد است. روش‌هاي سنتي توليد، در برگيرنده ديدگاهي پايين به بالا بود كه توسط تيلور با هدف بهينه‌سازي فعاليت‌ها و دستيابي به كارايي درون سازماني مطرح شد. اسكينر ديدگاه بالا به پايين را پيشنهاد مي‌كند و معتقد است تصميم‌گيري‌ها در سطوح پايين مي‌بايست براساس جهت‌گيري‌هاي سطوح بالاي سازمان و استراتژي‌هاي كسب و كار باشد.
حوزه اولويت‌ها كه بيانگر سياست‌هاي توليدي است با هدف تسهيل در تصميم‌گيري‌ها مطابق با استراتژي‌هاي كسب و كار است. حوزه اولويت‌ها از نظر زماني مورد بازبيني قرار گرفته و تكامل تدريجي اولويت‌هاي رقابتي را مطابق شكل يك ارائه كرده است.
پژوهش اسكينر داراي چهار بخش پايدار بود:
1. هزينه
2. كيفيت
3. ارائه محصول
4. انعطاف
هزينه: هزينه، بيانگر توانايي توليد محصول با هزينه مورد نياز مي‌باشد. هزينه، شامل هزينه‌هاي مستقيم، مواد يا سربار، دوباره كاري كالاي نهايي (به دليل نقص) و يا شكايت مشتري مي‌شود.
كيفيت: بيانگر قابليت اطمينان محصول و فرايندها و توانايي توليد براساس استانداردها و روش‌هاي اجرايي مي‌باشد.
ارائه محصول: توانايي ارائه محصول داراي دو بخشاست:
1. سرعت در ارائه محصول
2. توانايي ارائه محصول
سرعت، بيانگر توانايي در انتقال مواد و اطلاعات به مشتري با حداقل تأخير است و توانايي ارائه، بيانگر ارائه محصول در زمان مورد توافق به مشتري است.
انعطاف: انعطاف عبارت بسيار گسترده اي است و شامل: انعطاف در محصول، كارهاي روتين و فرايندها مي‌شود. تعريفي كلي عبارت است از پاسخي سازگار به موقعيت‌هاي غيرقابل پيش‌بيني. براي دستيابي به انعطاف، روش‌هاي مختلفي وجود دارد. از جمله تجهيزات توليد، طراحي توليد، روش‌هاي برنامه‌ريزي، كنترل و فناوري اطلاعات.

 

 

 

 

 

 

 

                     شكل 1: تكامل تدريجي اولويت‌هاي رقابتي


حوزه‌هاي تصميم‌گيري
حوزه‌هاي تصميم‌گيري شامل طبقات تصميم‌گيري است كه تصميمات سازمان را از نظر سطح مشاركت و افق زماني، تحت تأثير قرار مي‌دهد. طبقات تصميم‌گيري به دو بخش ساختاري و زيرساختاري تقسيم مي‌شود. اغلب، تصميمات ساختارمند شامل حركت‌ها يا سرمايه‌گذاري‌هاي فيزيكي و از نظر مالي گران‌قيمت را در بر مي‌گيرد كه مديريت به سختي تمايل به تغيير در آنها را دارد.
تصميمات زيرساختاري به ندرت تغييرات سازماني را در برمي‌گيرد كه بسيار ساده تغيير مي‌كنند. جدول 2. مفهوم استراتژي‌هاي توليدي به دو بخش گزينه‌هاي فرايند و زيرساختارها تقسيم مي‌شود. گزينه‌هاي فرايند، شامل فرايندهاي فيزيكي متناسب با توليد محصولات مي‌باشد و زيرساختارها با هدف پشتيباني از فرايندها ايجاد مي‌شوند. در تمامي تصميمات استراتژيك توليد بين پيروزي و واجد شرايط بودن از يك سو و اولويت‌هاي رقابتي از ديگر سو ارتباط برقرار مي‌باشد.
به جاي طبقات تصميم‌گيري، حوزه تصميم‌گيري با استفاده از سؤالات استراتژيك مي‌تواند بهتر هدايت شود. اين سؤالات به دو دسته ساختارمند و زيرساختاري تقسيم مي‌شوند كه به سلسله مراتب سازماني مرتبط مي‌شود. مديران سطوح بالا از تصميماتي نظير جابه‌جايي تجهيزات و توسعه محصول صحبت مي‌كنند، در حالي كه مديران كارخانه، سؤالات داخلي را مطرح مي‌كنند.

                            جدول 2: حوزه تصميمات

 

 

 

 

 

 

فرايند استراتژي توليد
فرايند تدوين و اجراي استراتژي‌هاي توليد از دو ديدگاه قابل بررسي مي‌باشد:

منابع يا ظرفيت بازار
در گذشته، ظرفيت‌هاي فعلي شركت مبنا بود و مديريت، ظرفيتي محدود را انتخاب مي‌كرد. اين ظرفيت از طريق تست‌هاي بازار با هدف مشخص كردن مزيت رقابتي مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گرفت.
در نهايت، استراتژي‌هاي تنوع و توسعه ظرفيت، توسعه مي‌يافت. با اين حال، فرايند مبتني‌بر منابع كه اخيراً معرفي شده، مدلي را ارائه نداده است.
ديدگاه بازار محور، شامل طراحي، تدوين و اجراي استراتژي‌هاي توليدي مي‌باشد كه با تعاريف استراتژي‌هاي كسب و كار و نيازهاي مشتري آغاز مي‌شود. روش كاملاً شناخته شده، روش هيل مي‌باشد كه در جدول 3، ارائه شده است. فرايند با تعريف اهداف سازمان آغاز مي‌شود. در مرحله دوم بخش‌هاي بازار، حجم بازار و تركيب تنوع بيان شده و در مرحله سوم عوامل رقابتي شامل اولويت‌هاي رقابتي ارائه و استراتژي‌هاي توليدي اجرا مي‌شوند.

اصول جريان سيستم‌هاي توليدي
ادبيات موضوع، بيانگر مبنايي جامع از اصول و مدل‌هاي طراحي مرتبط با ديدگاه بالا به پايين در سازمان ارائه مي‌دهد. براي مثال، بروت طرحي بديهي را مطرح مي‌كند كه كاربر را از ويژگي‌هاي بازار به سمت فرايندهاي مختلف در طراحي سيستم‌هاي توليدي هدايت مي‌كند. بِنِت و فارست، درخت تصميم‌گيري و نمودار جريان را در ديدگاه طراحي سيستم‌هاي توليدي مورد استفاده قرار مي‌دهند.
با اين حال، اغلب در طراحي سيستم‌هاي توليدي، بخش‌هاي سازماني در فرايند تصميم‌گيري استراتژيك، كنار گذاشته مي‌شوند. طراحي سيستم‌هاي توليدي، شامل فرايند تدوين و اجراي استراتژي‌هاي توليدي نمي‌شود. در مرحله اول، يعني فاز مفهومي، تصميمات استراتژيكي وجود دارد كه بر طراحي سيستم‌هاي توليدي بيش از ديگر موارد اثر مي‌گذارد.
در مراحل 4 و 5 از جدول شماره 3، فرايندهاي مرتبط با تصميم‌گيري، برنامه‌ريزي و كنترل با مفاهيم طراحي سيستم‌هاي توليدي و برنامه‌ريزي و كنترل توليد نزديك هستند. بنابراين، اين احتمال وجود دارد كه يك مرحله، فراتر رفته و مدلي شامل تصميمات استراتژيك مرتبط با اين دو حوزه ايجاد كرد. مفهومي كه اين موارد را به صورت يكپارچه ارائه مي‌دهد عبارت است از اصول جريان سيستم توليد.
بورك، عبارت جريان و عناصر سيستم توليدي را تشريح مي‌كند:
- جريان مواد، شامل پيروي از مسيرهاي مشخص شده در طراحي سيستم توليدي.
عناصر اين سيستم عبارت است از:
- فرايندها كه بر روي مواد، عمليات انجام داده و در آنها تغيير ايجاد كرده و يا آنها را به اطراف حركت مي‌دهند.
- ذخيره‌سازي كه مواد را در كنار يكديگر براي استفاده در آينده نگهداري مي‌كند.
اين تعابير از سيستم توليدي به حوزه تصميم‌گيري استراتژيك (جدول 2) و جريان سيستم مرتبط مي‌شود. اهميت جريان توليد به حجم و تنوع محصولات بستگي دارد. در صورتي كه حجم توليد، كم و تنوع بالا باشد، جريان ناچيز است. معمولاً، محصولات در وضعيت‌هاي تركيبي توليد مي‌شوند. فرايندهايي كه بر روي مواد، عمليات انجام مي‌دهند داراي صنعتگران و يا ماشين‌هاي چند منظوره هستند. با اين حال، در حجم بالاي توليدي، جريان مواد مسئله‌اي است كه مي‌بايست هدايت شود. در اين موارد، مواد بدون جرياني منطقي، نيازمند اجراي كار زيادي هستند. ايجاد جرياني مناسب به موقعيت تجهيزات و سيستم برنامه‌ريزي و كنترل توليد بستگي دارد. بنابراين، در تدوين استراتژي‌هاي توليدي مي‌بايست تصميم‌هاي مناسب و مرتبط با جريان مواد در نظر گرفته شود. دو حوزه اصلي در اين زمينه عبارتند از:
1. طراحي سيستم توليدي
2. برنامه‌ريزي و كنترل توليد
                                                     جدول 3

 

 

 

 

 

 

 

 

طراحي سيستم توليدي
دو ديدگاه در طراحي سيستم‌هاي توليدي عبارتند از: طراحي مهندسي و طراحي يكپارچه. ديدگاه يكپارچه براي پيشگيري از بهينه‌سازي در سطح خرد، در برگيرنده چندين ديدگاه همزمان مي‌باشد. به‌طور كلي، اين ديدگاه شامل محصولات، فرايندها و سيستم‌ها مي‌باشد. ديدگاه طراحي مهندسي عبارت است از فازهاي مختلف طراحي، شناسايي و شفاف‌سازي مسائل، طراحي مفهومي، طراحي قالبي و طراحي جزئيات. فاز اول شامل تجزيه و تحليل بازار و موقعيت سازمان مي‌باشد. در فاز مفهومي، راهكارهاي اصولي توسعه داده شده و به ويژگي‌هاي اصلي منتج مي‌شود. براساس مراحل قبل، راهكارهاي ارتقايي در مرحله طراحي قالبي ارائه مي‌شود. در فاز آخر، تمامي مسائل فيزيكي حل شده و منتج به توليد مي‌شود.
هدف فرايند طراحي، ارائه محصول مي‌باشد، اما ديدگاه مشابه ديگر انتقال از مرحله مفهومي به مرحله هويت بخشيدن به محصولات يا خدمات مي‌باشد. نخستين گام ايجاد مفهوم براساس نيازهاي مشتري، رقبا يا عقايد درون سازماني است. گام بعدي، بررسي و انتخاب مفاهيم از نظر ريسك، امكان‌سنجي، قابليت پذيرش و آسيب‌پذيري است. سومين گام، شامل طراحي اوليه با هدف هويت دادن به محصول يا خدمات مورد نياز و همچنين فرايندهاي مورد نياز براي توليد محصولات و خدمات مي‌باشد. گام‌هاي اشاره شده، بيانگر طراحي سيستم توليدي مي‌باشد كه با هويت دادن به محصولات، خدمات و فرايندهاي توليدي به پايان مي‌رسد.
طراحي فرايندها شامل يكسري از تصميم‌هايي است كه با نوع فرايند، نوع استقرار و طراحي جزئيات استقرار، آغاز مي‌شود. نوع فرايند براساس حجم و تنوع محصولات و همچنين اهداف استراتژيك عملكرد شامل هزينه، كيفيت، انعطاف و قابليت ارائه، انتخاب مي‌شود. نوع استقرار ماشين‌آلات علاوه‌بر موارد فوق به اهداف عملكردي نيز وابسته مي‌باشد. در نهايت، طراحي جزئيات استقرار شامل: محل تجهيزات، فضاي مورد نياز بين مراكز كاري و تمامي وظايف براي هر يك از مراكز كاري بستگي دارد.
بنابراين مدل اصلي اسليك به استثناي اهداف و موانع تصميم‌ها در شكل 2 ارائه شده است. در نخستين گام، ابزارهاي تجزيه و تحليل بازار يا تجزيه و تحليل SWOT مي‌تواند در حداقل‌سازي ريسك يا شكست در تصميم‌گيري‌هاي بلندمدت مناسب باشند. موانع موجود در اين مرحله، ممكن است به دلايل مالي، تصميم‌هاي استراتژيك يا موانع معمول اتفاق افتد. در دومين گام، فعاليت‌ها فني‌تر شده و به سوي تسهيل براي طراحي نوع استقرار اصلي حركت مي‌كند. ابزار شبيه‌سازي از جمله ابزاري هستند كه در اين مرحله، استفاده مي‌شوند. موانع موجود ممكن است به دلايل مالي، مسائل استراتژيك تصميم‌گيري مرتبط با فضاي فيزيكي و همچنين قابليت‌هاي موجود در كارخانه بروز كند. در طراحي جزئيات استقرار، شبيه‌سازي، ابزار سرمايه‌گذاري و ابزار تعادل آماري از جمله بزرگ‌ترين كمك‌هايي است كه مي‌توان استفاده كرد.

برنامه‌ريزي و كنترل سيستم‌هاي توليدي
برنامه‌ريزي و كنترل سيستم‌هاي توليدي، توانايي دستيابي به سيستم توليدي با عملكرد بالا از طريق روش‌هاي برنامه‌ريزي و كنترل مطلوب با توجه به جريان مواد مي‌باشد. بسياري از روش‌هاي كششي و رانشي توليد در مفاهيمي نظير JIT، MRP، كايزن و CONWIP معرفي شده‌اند. نقاط قوت و ضعف استراتژي‌هاي مختلف در افق برنامه‌ريزي كارخانه و نوع طرح انتخابي، بيان شده است. بنابراين، نرخ تقاضا از اهميتي خاص، برخوردار است.
براي مثال، در شرايط عدم اطمينان، تنها نرخ تقاضا قابل پيش‌بيني است و نقطه قوت راهبردهاي كششي به عنوان درجه اطمينان از افزايش پيش‌بيني كم مي‌شود.
برنامه توليد بلندمدت، به عنوان بخشي از محتواي استراتژي‌هاي توليدي بيان مي‌شود. اين تصميم‌ها تركيبي از ظرفيت توليد و برنامه‌ريزي و كنترل مي‌باشد كه براساس برنامه فروش آتي، حجم فروش، تركيب محصولات، نوع فرايند و ساختار محصولات تعيين مي‌شود. اين تصميم‌گيري‌ها، مكان‌يابي نقطه جداسازي سفارش مشتري را تسهيل مي‌كند. اين نقطه بخش‌هاي توليد و عمليات مونتاژ را جدا مي‌كند و در محيط‌هاي مونتاژ بر مبناي سفارشي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
معمولاً روش‌هاي برنامه‌ريزي مواد، ارائه سفارش و كنترل در كارخانه مورد استفاده قرار مي‌گيرند. نمايي ساختارمند از استراتژي برنامه‌ريزي و كنترل توليد كه در محيط‌هاي مختلف قابل استفاده مي‌باشد در شكل 3، ارائه شده است.
استراتژي‌هاي برنامه‌ريزي مواد بين JIT و MRP، براساس ميزان تغييرات حجم توليد و زمان سفارش تا دريافت موجودي، متغير مي‌باشد و با كاهش سلسله مراتب سازماني، كنترل سفارش كارگاه مطابق با معيارها و ويژگي‌هاي محصول قابل تغيير است. در محيط‌هاي مونتاژ بر مبناي سفارش، MRP مناسب بوده و بر مبناي حجم تقاضا يا برنامه‌هاي ناپايدار تعيين مي‌شود. بنابراين، براي برخي اجزا، روش‌هاي كششي مي‌تواند در تمام زمينه‌ها براي عناصر استاندارد استفاده شود.
در سطح كارگاهي، سيستم‌هاي كششي نظير كانبان يا CONWIP و در سيستم‌هاي رانشي، روش‌هاي MRP مناسب مي‌باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                   شكل 2: مدل طراحي فرايند IDEFO در طراحي

ديدگاه مدل تصميم‌گيري
بخش پيش بيانگر نمايي از اجزاي طراحي جريان سيستم‌هاي توليدي مي‌باشد و استراتژي‌ها به عنوان راهنما عمل كرده و منتج به تصميم‌گيري استراتژيك و اهداف عملكردي مي‌شوند. فرايند طراحي سيستم توليدي شامل تصميم‌گيري و گزينه‌هاي اصلي بوده و مسائل موجود در برنامه‌ريزي و كنترل سيستم توليدي مي‌بايست هدايت شده و استراتژي‌ها و روش‌هاي مختلفي مورد استفاده قرار گيرد.
در اين ديدگاه، تصميم‌گيري‌هاي طراحي، برنامه‌ريزي و كنترل سيستم‌هاي توليدي، مورد توجه قرار مي‌گيرد. اغلب، فرايندهاي طراحي سيستم‌هاي توليدي، گزينه‌هايي از روش‌هاي برنامه‌ريزي و كنترل توليد را هدايت مي‌كنند كه به نظر مي‌رسد در فرايند طراحي قابل اجرا باشند. بنابراين، با توجه به مطالب بخش قبلي، روش‌هاي برنامه‌ريزي و كنترل توليد و همچنين نقطه جدايي سفارش مشتري در افق‌هاي زماني مختلف و سطوح كارخانه مورد توجه مي‌باشند.
طراحي جريان سيستم‌هاي توليدي از سه دسته تصميم‌گيري مشتق مي شود: (جدول 2)
1. تكنولوژيكي (طراحي سيستم‌هاي توليدي)
2. ظرفيت (طراحي سيستم‌هاي توليدي، برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
3. برنامه‌ريزي و كنترل (برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
با استفاده از ساختار فرايند كلي طراحي در شكل 2، تصميم‌گيري‌هاي اوليه مي‌بايست شامل نوع فرايند، برنامه‌هاي توليدي بلندمدت، مكان‌يابي استراتژيك نقاط جدايي سفارش مشتري و تصميم‌هاي برنامه‌ريزي بلندمدت مواد شود. (شكل شماره 4).
موارد فوق بايد بر مبناي استراتژي‌هاي بازار (حجم و تنوع)، عوامل كنترلي نظير استراتژي‌هاي تأمين منابع، ساختار كلي محصول و اهداف عملكردي با توجه به اولويت‌هاي رقابتي تعيين شوند.
براي اين منظور، ابزار فني نظير تجزيه و تحليل جريان توليد، ابزار پيش‌بيني و تجزيه و تحليل SWOT مفيد به نظر مي‌رسند. نتيجه اين مرحله، طراحي جريان توليد كارخانه مي‌باشد كه شامل تصميمات استراتژيك زير است:
- نوع فرايند (طراحي سيستم‌هاي توليدي)
- مكان‌يابي استراتژيك نقاط جدايي سفارش مشتري (برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
- برنامه‌ريزي جامع توليد (برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
- برنامه‌ريزي جامع مواد (برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
- استانداردهاي (معيارهاي) عملكرد (طراحي سيستم‌هاي توليدي، برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
استانداردهاي (معيارهاي) عملكرد برگرفته از اولويت‌هاي رقابتي و مكان‌يابي استراتژيك نقاط جدايي سفارش مشتري مي‌باشد. معيارها مي‌بايست بيانگر ارزش هدفي باشند كه سيستم‌هاي فرعي، هدف قرار داده‌اند.
طراحي مرتبط با جريان زير سيستم‌ها، بيانگر اين مطلب است كه مكان‌يابي استراتژيك نقاط جدايي سفارش مشتري حداقل به دو بخش تقسيم مي‌شود. با استفاده از شكل 2، استقرار مبنا براساس سيستم برنامه‌ريزي و كنترل توليد تعيين مي‌شود و همچنين طرح استقرار و گزينه‌هاي تكنولوژي براساس حجم، تركيب عناصر و استانداردهاي عملكرد با توجه به ارزش‌هاي هدف نظير زمان سفارش تا دريافت، قابليت انعطاف تركيبات و هزينه‌ها تعيين مي‌شود (شكل شماره 5)
استفاده از روش‌هاي كششي و رانشي يا ديدگاه‌هاي يكپارچه بستگي به نوسانات تقاضا، تغيير تركيبات، ميزان توليد محصولات، اشتراك محصولات، الزامات آغاز به كار و يكساني نرخ توليد دارد. ديگر مسائلي كه مي‌بايست هدايت شوند شامل گزينه‌هاي مكان‌يابي استراتژيك نقاط جدايي سفارش مشتري مي‌باشد كه به درجه سفارشي‌سازي وابسته مي‌باشد. از جمله ابزار پشتيباني مي‌توان به تجزيه و تحليل جريان توليد، شبيه‌سازي، مدل‌هاي رياضي و ماتريس فاصله‌اي اشاره كرد.

نتيجه اين مرحله عبارت است از:
- نوع استقرار مبنا (طراحي سيستم‌هاي توليدي)
- تكنولوژي انتخاب شده (طراحي سيستم‌هاي توليدي)
- روش‌هاي سفارش كارگاهي (برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
- كنترل تغييرات مكان‌يابي استراتژيك نقاط جدايي سفارش مشتري (برنامه‌ريزي و كنترل توليد)
نتيجه اين ديدگاه به حوزه‌هاي تصميم‌گيري استراتژيك تقسيم مي‌شود. سه طبقه تصميم‌گيري با توجه به سطح جريان كارخانه و سطح زيرسيستم‌ها قابل تقسيم است (جدول 4).

نتيجه
با توجه به اينكه محتواي استراتژي‌هاي توليدي در طراحي سيستم‌هاي توليدي و برنامه‌ريزي و كنترل توليد نمايان مي‌باشد، اين مقاله، بيانگر مدلي كاربردي در تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك در ارتباط با جريان سيستم‌هاي توليدي است.
به دليل فقدان مدل‌هاي تصميم‌گيري، نياز مديران به تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك و تنظيم استانداردهاي عملكرد مرتبط با جريان سيستم‌هاي توليدي، وجود مدلي جامع ضروري به نظر مي‌رسد. اين مدل، براساس مصاحبه‌ها، بررسي‌ها و مطالعات گسترده، ايجاد و اصلاح شده و گامي است كه اجرا و هدايت آن ضروري است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    شكل 3: نمايي از استراتژي‌هاي برنامه‌ريزي و كنترل توليد در ارتباط با ميزان تغيير و زمان سفارش تا تحويل

             

              جدول 4: ارتباط بين طبقات تصميم‌گيري و اصول جريان سيستم‌هاي توليدي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

                                          شكل 4: مدل طراحي جريان توليد كارخانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                             شكل 5: مدل طراحي جريان زير سيستم‌ها

منابع:
1. ووماك- جيمز، جونز- دانيل، روس- دانيل، 1382، توليد ناب، آزاد هرادنژاد، انتشارات آموزه
2. توري- حميد، رادفورد- راسل، 1379، مديريت توليد و عمليات، دوردانه داوري، انتشارات سازمان مديريت صنعتي
3. منابع انگليسي (در دفتر مجله موجود است)


نسخه چاپي ارسال به دوستان
شناسنامه
سرمقاله
گزارش ويژه
پرونده ماه
اقتصادي
مديريتي
فني مهندسي
چكيده پايان‌نامه
معرفي كتاب